ღღدختری از جنس بارانღღ

کاش دور و بر ما این همه دلبند نبود


و دلم پیش کسی غیر خداوند نبود


آتشی بودی و هر وقت تو را می دیدم


مثل اسپند دلم جای خودش بند نبود


مثل یک غنچه که از چیده شدن می ترسید


خیره بودم به تو و جرات لبخند نبود


هر چه من نقشه کشیدم به تو نزدیک شوم


کم نشد فاصله...تقصیر تو هرچند نبود


شدم از "درس" گریزان و به "عشقت" مشغول


بین این دو چه کنم نقطه ی پیوند نبود


مدرسه جای کسی بود که یک دغدغه داشت


جای آنها که به دنبال تو بودند نبود


بعد از آن هر که تو را دید رقیبم شد و بعد


اتفاقی که رقم خورد خوشایند نبود


آه ای تابلوی تازه به سرقت رفته!


کاش نقاش تو این قدر هنرمند نبود

 

کاش دور و بر ما این همه دلبند نبود
و دلم پیش کسی غیر خداوند نبود
آتشی بودی و هر وقت تو را می دیدم
مثل اسپند دلم جای خودش بند نبود
مثل یک غنچه که از چیده شدن می ترسید
خیره بودم به تو و جرات لبخند نبود
هر چه من نقشه کشیدم به تو نزدیک شوم
کم نشد فاصله...تقصیر تو هرچند نبود
شدم از



نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:





نوشته شده در پنج شنبه 17 اسفند 1391برچسب:,ساعت 14:36 توسط ღپونهღ| |


Power By: LoxBlog.Com